• نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری
    نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه پیام نور استان تهران

  • پیش ثبت نام حوزه علوم اسلامی دانشگاه پیام نور استان تهران 1397
    پیش ثبت نام حوزه علوم اسلامی دانشگاه پیام نور استان تهران 1397

تازه ترین ها
مراسم استقبال از دانشجویان ورودی جدید پیام نور اسلامشهر
نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری
پیش ثبت نام حوزه علوم اسلامی دانشگاه پیام نور استان تهران 1397
توصیه های یک استاد به دانشجویان جدیدالورود
گزارش برگزاری طرح ضیافت اندیشه دانشجویی 1397
اطلاعیه جهت گذراندن دوره مجازی طرح ضیافت اندیشه برای کسانی که از کلاس ها جا مانده اند
کلاس های ضیافت اندیشه
زمان و مکان برگزاری ضیافت اندیشه سال 1397
به همه بگویید...
اطلاعیه برگزاری ضیافت اندیشه 1397
شروع ثبت نام طرح ضیافت اندیشه 1397 (بروزرسانی 1397/5/30)
اطلاعیه ضیافت اندیشه 1397 (بروزرسانی شده 1397/4/19)
کتاب خوب بخوانیم: مرد رویاها
کانال نهاد رهبری پیام نور استان تهران در پیام رسان های ایرانی
انتصاب دکتر دارائی به عنوان دبیر جدید هم اندیشی استادان و نخبگان دانشگاهی دانشگاه پیام نور
 


  چاپ        ارسال به دوست

بخشی هایی از زندگی حضرت عباس(ع)

عباس،فرزند علی (ع) و امّ البنین، در روز چهارم شعبان سال ۲۶ هجری قمری در مدینه چشم به جهان گشود.مادرش فاطمه، دختر حزام بن خالد بود که نیاکانش همه از دلیر مردان عرب بوده و در شجاعت و دلیری در دنیای عرب مشهور بوده اند.

امام علی ( ع ) ده سال پس از وفات حضرت فاطمه ،با امّ البنین ازدواج کرد. خواستگاری این ازدواج را برادرش عقیل انجام داد

می گویند هنگام ورود امّ البنین به خانه علی (ع) امام حسن و حسین بیمار بودند و او از آنان پرستاری کرد تا خوب شدند.امّ البنین اجازه نمی داد که اورا فاطمه صدا کنندزیرا می ترسید یاد غم های فاطمه برای علی و فرزندانش زنده شود و باعث ناراحتی آنان شود

 

.ثمره ازدواج علی(ع) با فاطمه بنت حزام،چهار پسر به نام های عباس،عون ، جعفر و عثمان بود که بزرگترین آن ها عبّاس بود.فاطمه را به علت داشتن این چهارپسر،امّ البنین(مادر پسران) نامیده اند.امّ البنین آن چنان به  . شوهر دیگری اختیارنکرد با آن که بیش از بیست سال پس ازشهادت  آن حضرت زنده بود امیرالمؤمنین وفادار بودکه پس از

 

وقتی عباس به دنیا آمد،امام علی(ع) در گوش او اذان و اقامه خواند،نام خدا و رسول را به گوش او خواند و نام او را عباس نهاد . امام گاه گاهی قنداق عباس را در آغوش می گرفت، بازوانش را می بوسید و گریه می کرد .روزی امّ البنین علّت این گریه را پرسید ؛ امام در جواب فرمود : این دست ها در راه کمک به حسین قطع خواهند شد.

عباس در خانه علی و در دامان مادری با ایمان و وفادار و در کنار حسن و حسین (ع) رشد کرد و از این خاندان پاک درس های بزرک شهادت و صداقت وانسانیت آموخت.
 


عباس نه تنها در قامت رشید بود،بلکه در خِرَد برتر و در جلوه های انسانی هم رشید بود.او به یقین می دانست که برای چه روز عظیمی ذخیره شده و می دانست که برای عاشورا به دنیا آمده است.

 

عباس در سنین دوازده تا چهارده سالگی،زمانی که علی ( ع ) با دشمنان درگیر بود،در برخی از جنگ ها شرکت داشته و با آن که زیاداجازه جهاد به اوداده نمی شد،ولی درهمان نوجوانی حریف قهرمانان نامی عرب بوده است:

 

در یکی از روزهای جنگ صفّین،نوجوانی نقابدار از سپاه علی (ع) به میدان آمد.ترس و دلهره  سپاه معاویه رادربرگرفت.هر کس ازدیگری می پرسید این نوجوان کیست که این طورشجاعانه  پابه میدان جنگ نهاده است ؟ از سپاه معاویه کسی جرأت نکرد پا به میدان بگذارد.معاویه به سردار نامی خود،ابن شعثاء،دستور داد تا به جنگ این نوجوان برود؛ ابن شعثاء در جواب گفت: مرا حریف ده هزار نفردرجنگ می دانند،چگونه مرا به جنگ با کودکی می فرستی؟بهتر است

 

یکی ازپسرانم رابرای کشتن او بفرستیم.معاویه قبول کردو ابن شعثاء فرزند بزرگ خود را برای جنگ بااین نوجوان به میدان فرستاد.امّا او دریک چشم به هم زدن به دست این نوجوان کشته شد.ابن شعثاء فرزنددوم خودرا فرستاد،او نیز کشته شدو به این ترتیب هرهفت پسراو کشته   شدندوخود اوبا عصبانیّت پا به میدان گذاشت وبه آن نوجوان دلاور گفت:تو پسران مرا کشتی ،

 

به خدا قسم پدر و مادرت را به عزایت خواهم نشاند.ولی خوداونیزدرمدّت کوتاهی به پسرانش پیوست.همه با تعجّب به این نوجوان شجاع نگاه می کردند. امام(ع) اورا پیش خودخواندونقاب او را برداشت وپیشانی اورا بوسید.همه با تعجّب دیدند که او عباس پسر امیرالمؤمنین است.

 

 

 

 


٠٩:٢٣ - شنبه ٩ ارديبهشت ١٣٩٦    /    عدد : ٥٢١٠٦٠    /    تعداد نمایش : ٩٣٨


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج