• ایستگاه اول
    دوره آموزش مجازی ویژه دانشجویان ورودی جدید

  • ثبت نام نشست هم اندیشی راه کارهای عملی امر به معروف
    به همت مرکز هم اندیشی استادان و نخبگان دانشگاهی پیام نور استان تهران و همزمان با ایام محرم حسینی نشست هم اندیشی با موضوع "راه کارهای عملی امر به معروف" برگزار خواهد شد

  • نکات ضروری پیرامون دوره حضوری ضیافت اندیشه
    نکات ضروری پیرامون دوره حضوری ضیافت اندیشه

  • برگزاری دوره حضوری ضیافت اندیشه دانشجویی 96
    به اطلاع آن دسته از دانشجویانی که در طرح ضیافت اندیشه دانشجویی تابستان سال 96 ویژه دانشگاه پیام نور استان تهران شرکت کرده اند، می رساند دوره حضوری ضیافت اندیشه روز جمعه 10 شهریور ماه برگزار خواهد شد.

  • ثبت نام کارگاه دانش افزایی اصول تعلیم و تربیت سطح 2
    دفتر هم اندیشی استادان و نخبگان دانشگاهی دانشگاه پیام نور استان تهران در نظر دارد کارگاه دانش افزایی تحت تحت عنوان" اصول تعلیم و تربیت سطح2" را با حضور جناب آقای دکتر عبدالعظیم کریمی برگزار نماید.

تازه ترین ها
بیانات در جمع هیئت‌های دانشجویی در روز اربعین حسینی
مراسم افتتاحیه حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان پیام نور در سال تحصیلی 96-97 برگزار شد
خادم ارباب کيست؟
مراسم استقبال از دانشجویان ورودی جدید پیام نور اسلامشهر
مراسم استقبال از دانشجویان ورودی جدید پیام نور تهران شمال
بازدید از ظرفیت ها و امکانات حوزه علمیه امام صادق(ع) شهرستان پرند
مراسم استقبال از دانشجویان ورودی جدید پیام نور ملارد
مراسم استقبال از دانشجویان ورودی جدید پیام نور پرند
مراسم استقبال از دانشجویان ورودی جدید مرکز تهران غرب
نشست فرهنگی اساتید، کارکنان و دانشجویان مرکز حسن آباد
نشست صمیمانه حجت الاسلام نبوی با مسئولان بسیج دانشجویی پیام نور استان تهران
بیانیه نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری پیام نور استان تهران در محکومیت اظهارات رئیس جمهور امریکا
بازتاب بیانیه ضد امریکایی دانشگاهیان پیام نور استان تهران در خبرگزاری فارس.
بازدید از ساختمان تازه احداث شده پیام نور شهریار
معرفی حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان
 


  چاپ        ارسال به دوست

بخشی هایی از زندگی حضرت عباس(ع)

عباس،فرزند علی (ع) و امّ البنین، در روز چهارم شعبان سال ۲۶ هجری قمری در مدینه چشم به جهان گشود.مادرش فاطمه، دختر حزام بن خالد بود که نیاکانش همه از دلیر مردان عرب بوده و در شجاعت و دلیری در دنیای عرب مشهور بوده اند.

امام علی ( ع ) ده سال پس از وفات حضرت فاطمه ،با امّ البنین ازدواج کرد. خواستگاری این ازدواج را برادرش عقیل انجام داد

می گویند هنگام ورود امّ البنین به خانه علی (ع) امام حسن و حسین بیمار بودند و او از آنان پرستاری کرد تا خوب شدند.امّ البنین اجازه نمی داد که اورا فاطمه صدا کنندزیرا می ترسید یاد غم های فاطمه برای علی و فرزندانش زنده شود و باعث ناراحتی آنان شود

 

.ثمره ازدواج علی(ع) با فاطمه بنت حزام،چهار پسر به نام های عباس،عون ، جعفر و عثمان بود که بزرگترین آن ها عبّاس بود.فاطمه را به علت داشتن این چهارپسر،امّ البنین(مادر پسران) نامیده اند.امّ البنین آن چنان به  . شوهر دیگری اختیارنکرد با آن که بیش از بیست سال پس ازشهادت  آن حضرت زنده بود امیرالمؤمنین وفادار بودکه پس از

 

وقتی عباس به دنیا آمد،امام علی(ع) در گوش او اذان و اقامه خواند،نام خدا و رسول را به گوش او خواند و نام او را عباس نهاد . امام گاه گاهی قنداق عباس را در آغوش می گرفت، بازوانش را می بوسید و گریه می کرد .روزی امّ البنین علّت این گریه را پرسید ؛ امام در جواب فرمود : این دست ها در راه کمک به حسین قطع خواهند شد.

عباس در خانه علی و در دامان مادری با ایمان و وفادار و در کنار حسن و حسین (ع) رشد کرد و از این خاندان پاک درس های بزرک شهادت و صداقت وانسانیت آموخت.
 


عباس نه تنها در قامت رشید بود،بلکه در خِرَد برتر و در جلوه های انسانی هم رشید بود.او به یقین می دانست که برای چه روز عظیمی ذخیره شده و می دانست که برای عاشورا به دنیا آمده است.

 

عباس در سنین دوازده تا چهارده سالگی،زمانی که علی ( ع ) با دشمنان درگیر بود،در برخی از جنگ ها شرکت داشته و با آن که زیاداجازه جهاد به اوداده نمی شد،ولی درهمان نوجوانی حریف قهرمانان نامی عرب بوده است:

 

در یکی از روزهای جنگ صفّین،نوجوانی نقابدار از سپاه علی (ع) به میدان آمد.ترس و دلهره  سپاه معاویه رادربرگرفت.هر کس ازدیگری می پرسید این نوجوان کیست که این طورشجاعانه  پابه میدان جنگ نهاده است ؟ از سپاه معاویه کسی جرأت نکرد پا به میدان بگذارد.معاویه به سردار نامی خود،ابن شعثاء،دستور داد تا به جنگ این نوجوان برود؛ ابن شعثاء در جواب گفت: مرا حریف ده هزار نفردرجنگ می دانند،چگونه مرا به جنگ با کودکی می فرستی؟بهتر است

 

یکی ازپسرانم رابرای کشتن او بفرستیم.معاویه قبول کردو ابن شعثاء فرزند بزرگ خود را برای جنگ بااین نوجوان به میدان فرستاد.امّا او دریک چشم به هم زدن به دست این نوجوان کشته شد.ابن شعثاء فرزنددوم خودرا فرستاد،او نیز کشته شدو به این ترتیب هرهفت پسراو کشته   شدندوخود اوبا عصبانیّت پا به میدان گذاشت وبه آن نوجوان دلاور گفت:تو پسران مرا کشتی ،

 

به خدا قسم پدر و مادرت را به عزایت خواهم نشاند.ولی خوداونیزدرمدّت کوتاهی به پسرانش پیوست.همه با تعجّب به این نوجوان شجاع نگاه می کردند. امام(ع) اورا پیش خودخواندونقاب او را برداشت وپیشانی اورا بوسید.همه با تعجّب دیدند که او عباس پسر امیرالمؤمنین است.

 

 

 

 


٠٩:٢٣ - شنبه ٩ ارديبهشت ١٣٩٦    /    عدد : ٥٢١٠٦٠    /    تعداد نمایش : ٥٠٠


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج