• آغاز دوره آموزش مجازی ضیافت اندیشه96
    دوره آموزش مجازی ضیافت اندیشه تابستان 96 آغاز شد.

  • ثبت نام اولیه طرح ضیافت اندیشه 96
    طرح ضیافت اندیشه سال 96 در دانشگاه پیام نور استان تهران برگزار می شود. این دوره شامل دو مرحله آموزش مجازی و کلاس های حضوری خواهد بود شرکت در هر دو مرحله برای تمامی داوطلبان الزامی می باشد.

  • دیدار جمعی از استادان، نخبگان و پژوهشگران دانشگاه‌ها با رهبر انقلاب
    اساتید باید جوان را با هویت ملی و استقلال آشنا کنند تا به آن مباهات کند. جوان امروز قدر استقلال را نمی‌داند. غالباً جوان امروز ما از اول عمرش در کشوری زندگی کرده که هیچ وابستگی سیاسی و عقیدتی به قدرت‌های خارجی نداشته است

  • دیدار مسئولان نظام با رهبر انقلاب
    نباید کشور را دوقطبی کرد. نباید مردم را به دو دسته تقسیم کرد؛ مثل آن حالتی که در سال ۵۹، متأسفانه رئیس‌جمهور وقت، مردم را به دو دسته‌ی مخالف و موافق تقسیم کرد.

  • برخی دستگاه‌های مرکزی کشور در تشخیص مسائل اصلی دچار اختلالند
    از وظایف تشکل‌های دانشجویی، تلاش همه‌جانبه برای غلبه دادن گفتمان انقلاب در دانشگاه است. نگویید دیگر نمی‌شود در دانشگاه کار کرد؛ در دانشگاه خیلی می‌شود کار کرد.

تازه ترین ها
ثبت نام اولیه طرح ضیافت اندیشه 96
دیدار جمعی از استادان، نخبگان و پژوهشگران دانشگاه‌ها با رهبر انقلاب
دیدار مسئولان نظام با رهبر انقلاب
دیدار جمعی از شاعران و اهالی فرهنگ و ادب با رهبر انقلاب
برخی دستگاه‌های مرکزی کشور در تشخیص مسائل اصلی دچار اختلالند
مسئله‌ سند ۲۰۳۰ مسئله استقلال کشور است
دیدار جمعی از دانشجویان با رهبر انقلاب
این ترقه‌بازی‌ها تأثیری در اراده ملت ایران ندارد
جذابيت‌های امام(ره)، ملت و جوانان ما را به میدان آورد
تبیین 4 شاخص کاندیدای اصلح درگفتگوی حجت الاسلام نبوی با فارس
ثبت نام کارگاه اخلاق حرفه ای سطح 2 با موضوع ارتباط با جوان و خانواده
پیام تسلیت مقام معظم رهبری در پی حادثه دلخراش معدن گلستان
امامتِ نماز جماعت یک کار تربیتی از سنخ کار انبیاء است
پیام تبریک به مناسبت انتخاب آقای دکتر ضماهنی به عنوان استاد برتر
انتخاب آقای دکتر ضماهنی به عنوان استاد برتر دانشگاه پیام نور
 


  چاپ        ارسال به دوست

بخشی هایی از زندگی حضرت عباس(ع)

عباس،فرزند علی (ع) و امّ البنین، در روز چهارم شعبان سال ۲۶ هجری قمری در مدینه چشم به جهان گشود.مادرش فاطمه، دختر حزام بن خالد بود که نیاکانش همه از دلیر مردان عرب بوده و در شجاعت و دلیری در دنیای عرب مشهور بوده اند.

امام علی ( ع ) ده سال پس از وفات حضرت فاطمه ،با امّ البنین ازدواج کرد. خواستگاری این ازدواج را برادرش عقیل انجام داد

می گویند هنگام ورود امّ البنین به خانه علی (ع) امام حسن و حسین بیمار بودند و او از آنان پرستاری کرد تا خوب شدند.امّ البنین اجازه نمی داد که اورا فاطمه صدا کنندزیرا می ترسید یاد غم های فاطمه برای علی و فرزندانش زنده شود و باعث ناراحتی آنان شود

 

.ثمره ازدواج علی(ع) با فاطمه بنت حزام،چهار پسر به نام های عباس،عون ، جعفر و عثمان بود که بزرگترین آن ها عبّاس بود.فاطمه را به علت داشتن این چهارپسر،امّ البنین(مادر پسران) نامیده اند.امّ البنین آن چنان به  . شوهر دیگری اختیارنکرد با آن که بیش از بیست سال پس ازشهادت  آن حضرت زنده بود امیرالمؤمنین وفادار بودکه پس از

 

وقتی عباس به دنیا آمد،امام علی(ع) در گوش او اذان و اقامه خواند،نام خدا و رسول را به گوش او خواند و نام او را عباس نهاد . امام گاه گاهی قنداق عباس را در آغوش می گرفت، بازوانش را می بوسید و گریه می کرد .روزی امّ البنین علّت این گریه را پرسید ؛ امام در جواب فرمود : این دست ها در راه کمک به حسین قطع خواهند شد.

عباس در خانه علی و در دامان مادری با ایمان و وفادار و در کنار حسن و حسین (ع) رشد کرد و از این خاندان پاک درس های بزرک شهادت و صداقت وانسانیت آموخت.
 


عباس نه تنها در قامت رشید بود،بلکه در خِرَد برتر و در جلوه های انسانی هم رشید بود.او به یقین می دانست که برای چه روز عظیمی ذخیره شده و می دانست که برای عاشورا به دنیا آمده است.

 

عباس در سنین دوازده تا چهارده سالگی،زمانی که علی ( ع ) با دشمنان درگیر بود،در برخی از جنگ ها شرکت داشته و با آن که زیاداجازه جهاد به اوداده نمی شد،ولی درهمان نوجوانی حریف قهرمانان نامی عرب بوده است:

 

در یکی از روزهای جنگ صفّین،نوجوانی نقابدار از سپاه علی (ع) به میدان آمد.ترس و دلهره  سپاه معاویه رادربرگرفت.هر کس ازدیگری می پرسید این نوجوان کیست که این طورشجاعانه  پابه میدان جنگ نهاده است ؟ از سپاه معاویه کسی جرأت نکرد پا به میدان بگذارد.معاویه به سردار نامی خود،ابن شعثاء،دستور داد تا به جنگ این نوجوان برود؛ ابن شعثاء در جواب گفت: مرا حریف ده هزار نفردرجنگ می دانند،چگونه مرا به جنگ با کودکی می فرستی؟بهتر است

 

یکی ازپسرانم رابرای کشتن او بفرستیم.معاویه قبول کردو ابن شعثاء فرزند بزرگ خود را برای جنگ بااین نوجوان به میدان فرستاد.امّا او دریک چشم به هم زدن به دست این نوجوان کشته شد.ابن شعثاء فرزنددوم خودرا فرستاد،او نیز کشته شدو به این ترتیب هرهفت پسراو کشته   شدندوخود اوبا عصبانیّت پا به میدان گذاشت وبه آن نوجوان دلاور گفت:تو پسران مرا کشتی ،

 

به خدا قسم پدر و مادرت را به عزایت خواهم نشاند.ولی خوداونیزدرمدّت کوتاهی به پسرانش پیوست.همه با تعجّب به این نوجوان شجاع نگاه می کردند. امام(ع) اورا پیش خودخواندونقاب او را برداشت وپیشانی اورا بوسید.همه با تعجّب دیدند که او عباس پسر امیرالمؤمنین است.

 

 

 

 


٠٩:٢٣ - شنبه ٩ ارديبهشت ١٣٩٦    /    عدد : ٥٢١٠٦٠    /    تعداد نمایش : ٢١٨


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج